می 29, 2026 توسط Info 0

بدیم یا ندیم؟ آخه چطوری؟ سخته …

بدیم یا ندیم؟ آخه بعضی «دادن»ها آدمو تا مرز خجالت می‌بره! طرف از سه روز قبلش تو آینه تمرین می‌کنه: «… دادم و اینو… برای شما گرفتم…» بعد خودش از خجالت مثل سیم جارو برقی میشه می‌ره توی …

اصلاً مشکل ما ایرانیا اینه که «دادن» برامون خیلی مسئله حساسی شده! همش تو ذهنمون سناریو می‌سازیم: «اگر بدم چی فکر می‌کنه؟ اگر زود باشه چی؟ اگر خوشش بیاد چی؟ اگر خیلی خوشش بیاد چییی؟!»

بعد آخرش هیچی نمی‌دیم و فقط شب تا صبح به سقف نگاه می‌کنیم! شب پر ستاره مال خودت …

ولی بیا درِ گوشی یه چیزی بگم… بعضی چیزا رو باید نرم و حرفه‌ای داد! مثلاً یه پک دمنوش اوشگل و هوا کنو! نه اونقدر ارزونه که بگه: «این از تو جعبه لپ لپ درآورده؟» نه اونقدر گرونه که بعدش خودت تا آخر ماه آب‌جوش خالی بخوری!

فقط در حدی که طرف وقتی جعبه رو باز می‌کنه، یه بوی خوش بخوره تو صورتش، لبخند بزنه، بعد آروم زیر لب بگه:«اوهوو… معلومه بلد بوده چی بده!» نمی‌دونم آخرشو که میزنه پایین یا میزنه بالا! اره آرامشش رو میگم!

اصلاً دمنوش خودش مقدمه خرابکاریه! اولش میگی: «فقط یه هدیه کوچیکه…» ده دقیقه بعد: چراغ کم‌نور…آهنگ آروم…لیوان داغ آتیش پاره… بعد یهو نگاه‌ها قفل میشه و میشه و میشه! یک دونه زعفرون تووش باشه …

بعدش هدیه بگیر میگه:«این دمنوش آرام‌بخشه؟» تو هم با اعتمادبه‌نفس میگی: «no… من فارام‌بخشم!» بعد هر دو الکی می‌خندین، ولی ته دلتون می‌دونین اوضاع دیگه از دمنوش رد شده!

خلاصه رفیق… تو این دوره زمونه که نه پول مونده، نه جیب، نه گرگم به هوا… اگر خواستی چیزی «بدی» که هم مودبانه باشه، هم شیطنت داشته باشه، هم طرف تا سه روز الکی لبخند بزنه…دمنوش ما رو بده!

چون بعضی «دادن»ها از همون بوی نعناع شروع میشن، ولی خدا می‌دونه به کجا ختم میشن!

بزار یه دمنوش بزنم … حالا شد! دیگه جملات رو درست میگم!

به مادرت یجور دیگه هدیه بده، بیا روغن خشخاش بهت بدم بعد یهو برو کنار پاهاش بشین و پاچه شلوارشو آروم بده بالا. روغن رو بریز کف دستت و شروع کن به ماساژ پاهاش

پاش رو چشمم ماست ولی لازم نیست پاشو ببوسی که شرمنده بشه، بشین همین کاری که گفتم بکن این هدیه خوب و بی خرجیه

هنوز تو فکر دادنی! اره دیگه حتما این کار رو بکن هدیه دادن هر حالی رو خوب می‌کنه گلم